حاشیه ای از سر ارادت!

ما ارادتمند هرچی اصولگرای با فرهنگم هستیم که همه جور توهین وتهمت از نوع سبز رو میشنوند اما جز قولاًمعروفا کلامی نمیگن!!

ما ارادتمند همه کسایی که لطف کردن و نظرات عمومی و خصوصی فراوونی گذاشتنددر اعتراض به دو کلمه غیر متعارفی که از روی عصبانیت توی پست قبل گفته شد اعم از چپ وراست و شمال و جنوب هم هستیم!

ما حتی ارادتمند اونایی هستیم که وقتی میری تو وبلاگشون اونقدر بارت کردند  که کلا افسردگی میگیری و بدون یه نخ سیگار! قادر نیستی مسیر وبلاگشون تا وبلاگتو! طی کنی

و بعد به ما که میرسن خیلی اتو کشیده وبافرهنگ و رسا میگن خانم آسایش ادب مرد به زدولت اوست!!!

وارادتمند همه کسایی که شان و شئونات از یاد رفتمو بهم یاد آوری کردند

ومنو از آخرت و سوال وجواب و در کل اون دنیا ترسوندند که الحق ترس هم داره

علی ای‌ُ حال! من سانسورش کردم! با اینکه معتقدم توهین یعنی نسبت ناروا و من به زعم خودم ناروایی نگفتم!

١-خاک بر سر رو به اون شکنجه گره گفتم ! اینکه دیگه مشکلی نیست؟؟!

٢-دعا برای شفای مریض هام که خب دعاست و رمضان هم ماه دعا ! اصلا در حق خودم بود!

بقیه اشم که خب نظرمه چکار کنم ؟!

منم از خدا و...میترسم اما مینویسم تا نقد بشم تا بفهمم و تمام سعی ام این بوده که هیچوقت استدلالی ننویسم تا اگر اشتباه میکنم واسه کسی راه پله نذاشته باشم که دنبالم بیاد!

و در آخر:

خدایا

واحلل عقدة من لسانی !

یفقهوا قولی!

/ 0 نظر / 11 بازدید